X
تبلیغات
رایتل

گسترش هنرستان ها،چالش ها و پرسش ها  چاپ

تاریخ : شنبه 12 مهر‌ماه سال 1393 در ساعت 04:08 ب.ظ


مهدی بهلولی،روزنامه آرمان،12 مهر 93

(این یادداشت با حذف بخش هایی از آن – از آن میان همه ی دو بند[پاراگراف] پایانی- در روزنامه به چاپ رسید.)

برابر برنامه پنجم توسعه،تا پایان سال 94 باید 50 درصد از دانش آموزان ایران در رشته های فنی و حرفه ای ،و کار و  دانش،مشغول به تحصیل باشند. این آمار هم اکنون چیزی نزدیک به 45 درصد است. دولت دهم و فرادستان آموزش و پرورش آن،بسیار کوشیدند که شمار دانش آموزان هنرستان و کار و دانش را به روش های  گوناگون- و از آن میان روانه ساختن دانش آموزان تجدید شده سال نخست دبیرستان به هنرستان ها و رشته های کار و دانش-  بالا ببرند و حتی صحبت از آمار 70 درصدی به میان می آوردند. یعنی گفته می شد که اگر روند افزایشی فرستادن دانش آموزان به رشته های فنی ادامه یابد تا پایان سال 94 حدود 70 درصد دانش آموزان ایران در هنرستان ها و رشته های کار و دانش تحصیل خواهند کرد. اما در برابر این برنامه،پرسش ها و چالش هایی وجود داشته و دارد. نخستین پرسش این است که به راستی چنین کاری چه ضرورتی دارد؟ پاسخی که بسیار شنیده شده و می شود این است که دانش آموختگان رشته های فنی،آسان تر جذب بازار کار می شوند و به ویژه در کشورهای توسعه یابنده و رو به صنعتی شدن،یادگیری مهارت و فن،بر یادگیری آموزه های نظری رشته های دبیرستانی،اولویت دارد. اما تا جایی که این نگارنده می داند تاکنون هیچ پژوهش جدی،درستی این پاسخ را نشان نداده است. کنکور- گذشته از درستی یا نادرستی آن- هم اکنون دهه هاست که در ایران،سنجی برای ارزیابی عملکرد دبیرستان ها و هنرستان هاست. یعنی با اعلام نتیجه های کنکور،روشن شده و می شود که چه درصدی از دانش آموزان،توانسته اند به دانشگاه راه یابند. اما جذب بازار کار شدن،چه سنجی دارد؟ به راستی چه میزان از دانش آموزان هنرستانی و یا کار و دانش،در رشته های مرتبط با تحصیل خود، جذب بازار کار می شوند؟ بر پایه تجربه و مشاهده های خود و شماری دیگری از همکارانم در هنرستان ها،می توانم ادعا کنم که شمار بسیاری از دانش آموزان هنرستانی،دست کم در رشته های تحصیل خود،نمی توانند جذب بازار کار شوند و درست همانند دیگر دانش آموزان در رشته های نظری و دبیرستانی،برای این که دانش آموخته ی هنرستانی جذب "بازار کار" گردد بایستی عامل های دیگری همچون سرمایه شخصی و طبقه ی اقتصادی - اجتماعی و میزان ارتباطات خانواده ی دانش آموز هم وجود داشته باشند.

 این که چرا اینگونه است البته دلیل های گوناگون دارد. یک مسآله،کیفیت آموزشی است که در هنرستان ها و یا رشته های کار و دانش ارائه می گردد. اغلب دانش آموزانی که در ایران به رشته های فنی می روند متآسفانه کسانی هستند که انگیزه ی چندانی برای ادامه تحصیل و درس خواندن ِ درست و حسابی ندارند. این سخن البته به معنای نادیده گرفتن درصدی از دانش آموزان خوب هنرستانی نیست اما روی هم رفته،می توان پذیرفت که در کلاس های هنرستان،شمار دانش آموزان باانگیزه،پایین است- به ویژه در سنجش با رشته های ریاضی و فیزیک در دبیرستان. هنگامی که آموزگار و استادکار هم،در کلاسی وارد می شود که نسبت دانش آموزان کم انگیزه و یا بی انگیزه ی آن بالاست،نمی تواند کار چندانی انجام دهد.

 عامل دیگر، به میزان تجهیزات و کیفیت ابزار هنرستان ها برمی گردد. در کل،می توان گفت که آموزش کیفی در هنرستان ها،هزینه بردارتر از آموزش در دبیرستان ها و رشته های نظری است. در برخی از رشته های هنرستانی،هنرجو،با ابزاری سر و کار دارد که امکان استهلاک،خرابی و یا نابودی دارد. متآسفانه در چند سال گذشته،که آموزش و پرورش با کسری بودجه روبرو بوده،و حتی از پرداخت سرانه مدرسه ها هم ناتوان،وضعیت کیفیت بخشی به ابزار هنرستان ها هم،چندان حال و روز خوشی نداشته است. گهگاه حتی دیده شده وقتی هنرجویی،در هنگام آموزش باعث خرابی وسیله ای گردیده،ناگزیر به خرید و جایگزین آن شده است. این نگارنده از زبان شماری از هنرجویان که در برخی از درس ها در کلاس های آموزشگاه های آزاد بیرون از مدرسه هم حضور یافته اند،همچنین شنیده ام که در برخی درس ها در برخی رشته ها- و از آن میان کامپیوتر- کیفیت آموزشی که در آموزشگاه ها داده می شود کاربردی تر و با کیفیت تر است از آموزش های هنرستانی. درباره ی کیفیت ابزار آموزشی هنرستان ها هم البته یک نکته دیگر این است که میزان این ابزار و امکانات،در همه جا و همه هنرستان ها،یکسان نیست. در ایران،هنرستان هایی وجود دارد که پیشینه ی آنها به چیزی پیرامون یک صد سال پیش برمی گردد. این هنرستان ها،اغلب از فضاهای آموزشی و امکاناتی برخوردارند که طی این سال ها،گردآورده اند. گرچه نیازمند به روزرسانی اند اما روی هم رفته،از شرایط و فضاهای آموزشی خوبی برخوردارند،در حالی که در برخی هنرستان ها،چنین نیست.

 اما در برابر برنامه گسترش هنرستان ها در ایران،پرسش ها ی دیگری هم هست. یکی این که برای صنعتی شدن کشور،افزون بر نیروی کار متخصص، "فرهنگ صنعتی شدن" هم بایسته است. اگر از کارایی و کارآمدی آموزش های هنرستانی- و این که در روند صنعتی شدن ایران تا چه اندازه می تواند نقش تولیدکننده بودن نیروی کار را بازی کند- بگذریم،مسآله پرورش فرهنگ صنعتی شدن،خود مسآله ی مهم دیگری است که نباید آن را نادیده گرفت. یکی از ویژگی های مهمی که یک نیروی کار آموزش دیده در هنرستان باید داشته باشد، انس گرفتگی با فرهنگ صنعتی شدن است. فرهنگ صنعتی شدن،یعنی فرهنگ دقت،ارزش گذاری به زمان و قانون و مقررات و در کل پرورشی درخور جامعه ای صنعتی. در اینجاست که متآسفانه یکی دیگر از کاستی های بزرگ هنرستان ها ی ما،خودنمایی می کند. در هنرستان های ما نیز همانند دبیرستان ها،بر پرورش نوین فراخور زمانه کنونی،تآکیدی نمی گردد.

  ولی نکته ی پایانی این که برابر برخی گزارش های جهانی،آموزش و پرورش،از بنیاد،کار فرمای شایسته ای برای آموزش های فنی نیست :  "یافته های پژوهشی سازمان های بین المللی،مانند بانک جهانی،نشان می دهند که بهتر است آموزش مهارت های تخصصی به کارفرمایان (استخدام کنندگان) واگذار شود و آموزش متوسطه قادر نیست که توانمندی مورد نیاز بنگاه های اقتصادی و سازمان های اداری را در افراد ایجاد کند... ایده ی آماده سازی نسل جوان برای ورود به دنیای کار از طریق آموزش های دوره ی متوسطه، روز به روز اعتبار خود را از دست داده و این دوره ی آموزشی به منزله ی یک دوره عمومی تکمیل کننده ی آموزش عمومی،بیش از پیش مورد استقبال و پذیرش همگان قرار می گیرد." ( کتاب آموزش و توسعه،نوشته عباس معدن دار آرانی و محمد رضا سرکار آرانی،ص 194).       

http://www.armandaily.ir/?NPN_Id=709&pageno=5