X
تبلیغات
رایتل

نشانه های بحرانی بودن آموزش و پرورش  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 2 مهر‌ماه سال 1393 در ساعت 01:57 ب.ظ


مهدی بهلولی،تارنمای پیام نو، 2 مهر 93

 در پاسخ به پرسش “چرا آموزش؟” پاسخ های گوناگونی می توان داد. اندیشه وری گفته بود : ” آن روزها گذشت که ملت ها با نیرومندترین بازوها و جنگجوترین لشگرها، بهترین ملت های روی زمین شمرده می شدند. امروزه آموزش، نیروی فرمان روایی بر جهان است. این یک حقیقت آشکار است  که هیچ ملتی نمی تواند بدون آموزش، بهتر و ثروتمندتر گردد. آموزش است که انسان را انسان می سازد. خود باوری، کامیابی راستین است و به هیچ رو بدون آموزش به دست نمی آید. با آموزش، فرقی پدید می آید میان هستی زیست شناختی انسان و ارزش اجتماعی او”.

کیفییت پایین آموزش در ایران و بیش از سه میلیون کودک بازمانده از تحصیل

اما در ایران، آنچنان که باید و شاید، به آموزش اهمیت داده نمی شود. پیامد این اهمیت ندادن، البته فراوان است. شمار بالای کودکان بازمانده از آموزش(یا بازمانده از تحصیل)، یکی از آنهاست. دشواری های اقتصادی، کاستی های فرهنگی، کیفیت پایین آموزش و بسیاری دلیل های دیگر، دست به دست هم داده اند تا برابر برخی آمارها، دو سه میلیون کودک بازمانده از آموزش داشته باشیم. گرچه در پیوند با این کودکان، نخستین مساله، همین مسآله آمارست.

اگر برابر آمار ثبت احوال، شمار کسانی که باید هم اکنون در مدرسه باشند را با شمار دانش آموزان بسنجیم چیزی پیرامون دو سه میلیون اختلاف است. در سال ۹۰ مجلس شورای اسلامی با همین شیوه اعلام کرد که چیزی نزدیک به سه میلیون و دویست هزار کودک بازمانده از آموزش داریم : “براساس سرشماری سال ۱۳۸۵، حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک و نوجوان بین ۶ تا ۱۸ سال، تحت پوشش آموزش و پرورش نیستند که حدود ۲۰ درصد از کل جمعیت این گروه سنی را تشکیل می دهند.” اما از آن سال تاکنون، فرادستان آموزش و پرورش زیر بار این آمار نمی روند و آن را نمی پذیرند.

حمید رضا حاجی بابایی، وزیر دولت پیشین: آمار دروغ است

حمید رضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش دولت دهم در بهمن ماه سال ۸۸ و در حاشیه برگزاری همایش مدیران ارشد وزارت خانه آموزش و پرورش در واکنش به این آمار گفت: “دروغ است، من کاملا این خبر را تکذیب می‌کنم، کسی که این خبر را اعلام کرده عدد و رقم نمی‌داند.” یوسف نوری، رییس مرکز آمار و فناوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش‌وپرورش، در بهمن ماه ۹۱ گفت: “۱۴۵‌هزار بازمانده از تحصیل در کل دوره شش‌ساله ابتدایی شناسایی و اسامی و مشخصات این کودکان بازمانده از تحصیل به معاونت آموزش ابتدایی ارائه شده است. در همین راستا هماهنگی‌های لازم با سازمان ثبت ‌احوال انجام شد و در نهایت مشخصات کامل همراه با آدرس دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل تهیه شده است.” ناگفته پیداست که اختلاف میان این آمارها، بسیار چشم گیر است. پس یکی از کارهایی که دولت یازدهم- دولتی که از آن انتظار شفافیت بیشتری می رود- می تواند و می باید انجام دهد این است که آمار درست این کودکان را مشخص نماید.

کودک بازمانده از تحصیل، کیست؟

اما کودک بازمانده از آموزش می تواند کودک مهاجر باشد- که در برابر آموزش خود در مدرسه دولتی باید پول پرداخت نماید و به دلیل ناتوانی مالی خانواده برخی از آنها و نپرداختن پول، از آموزش جا می ماند- می تواند کودک بدون شناسنامه باشد، می تواند کودک کار باشد، می تواند کودک برخی قوم های ایرانی باشد که زبان مادری آنها فارسی نیست و از همان سال های نخست با درس و آموزش مشکل پیدا می کند،می تواند کودک عشایر باشد، می تواند کودک استثنایی و یا نیازمند توجه و مراقبت ویژه باشد. کودک بازمانده از آموزش همچنین می تواند کودک سالم خانواده طبقه ی متوسط و یا بالا باشد که به دلیل کیفیت پایین آموزش- و یا هر دلیل دیگری- عطای تحصیل را به لقای آن ببخشد. در هر رو، وجود چنین کودکانی- به ویژه وقتی شمار آنها میلیونی باشد- نشانه بحرانی بودن آموزش و پرورش و ناکارآمد بودن آن است.

نادیده گرفتن اصول قانون و چند پرسش اساسی از مسئولین

پرسشی که می ماند این است که با این شمار از کودکان بازمانده از آموزش، آیا اصل سی ام قانون اساسی که بیان می دارد : “دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد” نیازمند توجه و تفسیری تازه نیست؟ آیا با این همه کودک بازمانده از آموزش، می توان گفت دولت به وظیفه خود عمل کرده است و “وسائل آموزش و پرورش رایگان” را فراهم آورده است؟ آیا وجود آموزگار با انگیزه، با کمترین دل نگرانی مادی،از شرایط بایسته آموزش به شمار نمی رود تا بتواند انگیزه بخش دانش آموزان باشد؟ آیا فضای آموزشی فراخور، استاندارد، شاد و ایمن از جمله این شرایط نیست؟ آیا در کشوری که آمار بیکاری دانش آموختگانش، زبانزد همگان گردیده است می توان گفت که دولت به وظیفه بنیادین خود، در فراهم نمودن شرایط آموزش کیفی و گیرا، عمل نموده است؟

عضو انجمن کارشناسان آموزش و پرورش

http://payamno.com/detail=102716